بمناسبت اعلام عفو عمومي بيت العدل نسبت به بهاييان خطاكار
بهاييان ايران امروز شاهد يكي از بزرگترين اشتباهات بيت العدل بدون ولي امر ميباشند موضوع از اين قرار است كه در طول 27 سال از وقوع انقلاب در ايران بدلايل گوناگون بهاييان از بسياري حقوق خود محروم بوده و هنوز نيز هستند .ما نميخواهيم به موشكافي و بررسي موضوع در اين مقال كوتاه بپردازيم اما انتظار احبا از مديران اجرايي و مدافعين حقوق ايشان اين بوده كه با در نظر گرفتن شرايط اجتماعي راهنماي خوبي براي بدست اوردن حقوق از دست رفته خود باشند . تصميمات بيت العدل اعظم و ياران ايران در طول اين سالهاي مرارت و سختي بهاييان ايران نشانه از نبود يك تحليل وشناخت منطقي از اوضاع داشته است . عدم سناخت نسبت به قانون اساسي فعلي ايران و ارايه راهكارهايي كه بهاييان را بيشتر به مشكل و درگيري با عوامل حكومت وادار ميكند از جمله دستاوردهاي اين راهبردهاي كوركورانه است . يك جوان بهايي در مقايسه با بيت العدل و ياران ايران درك بهتري نسبت به شرايط فعلي داشته از اينرو بسياري اصرارهاي تشكيلات را مبني بر مثلا نوشتن عقيده به ديانت بهايي در پرسشنامه ها را ناديده گرفته و توانستند به بخشي از حقوق خود دست پيداكنند يا در جامعه ازدواجهاي گوناگوني با سايرين صورت گرفت كه بدليل نارضايتي طرف غير بهايي عقد امري صورت نگرفت و يا استخدامهايي كه در ان احبا عقيده خود را شفاها ابراز ولي بصورت كتبي از نوشتن خودداري نمودند . از سوي ديگر جمع بسياري از احبا مشكلات را به جان خريدند و هرگز اين احساس را به خود راه ندادند كه شايد ياران ايران و يا بيت العدل در اين زمينه اشتباه ميكنند .صدماتي كه از اين طريق بر جامعه بهايي ايران وارد شده است قابل احصاء و شمارش نيست . هزاران جوان بهايي از تحصيلات عاليه محروم گشتند؛ هزاران فرصت شغلي از بين رفت ؛ فقر و تنگدستي جامعه را به نابودي كشاند و نتيجه اين سياست ياران ايران جامعه فعلي است كه با مشكلات و محروميتهاي معيشتي گوناگوني دست به گريبان است .
بيت العدل اعظم بدون ولي امر بعد از گذشت اين مدت امروز به اشتباه خود پي برده و براي جبران حقوق پايمال شده احبايي كه اوضاع سخت گذشته را تحمل نموده اند تمامي كساني را كه پايبندي به نظرات ياران ايران نداشته و طرد شده اند را بخشيده و مستوجب عفو دانسته است.
حال اين سوالها مطرح است
1- ايا احبايي كه امروز مستوجب عفو بيت العدل قرار گرفته اند كار گذشته شان درست بوده است ؟
2- ايا حقوق از دست رفته احبايي كه ميتوانستند همچون خاطيان ( از نظر بيت العدل )عمل نموده و به بخشي از خواسته هاي خود برسند را چه كسي جبران مينمايد؟
3- ايا راه براي خاطيان ؟! جديد باز شده و محدوديتها بكلي برطرف شده است؟
4- ايا بيت العدل به اين موضوع واقف است كه حق طرد هرگز و از جانب هيچيك از مظاهر مقدسه بهايي به ايشان تفويض نشده بود كه امروز دست به عفو احبا بزنند؟
5- ايا وقتي ولي امر بر رياست اين مجمع (بيت العدل )حضور ندارد ميتوان تصميمهاي بموقع براي حل مشكلات جامعه بلا كشيده احباي ايران را انتظار كشيد؟
6- ...و ايا فضاي لطيف حدايق حول حيفا اجازه ميدهد كه پيام درد و رنج بلاتكليفي يك جوان بهايي با هزاران معضل فكري دلهاي لطيف وملهم به الهامات الهي اعضاي محترم مصون از خطاي بيت العدل را ازرده خواهد كرد؟
7- ايا...
8- ايا....
گروه بهاييان حقيقي (ارتدكس) بحث بسیار مهم واساسی ولایت امر و استمرار آن را روح الواح وصایا ميدانند و معتقدند کسی قادر به انکار آن نیست . بهاییان و معتقدان به قطع ولایت امر(بيت العدل فعلي) که اکنون اکثریت انان بر این عقیده پای بند بوده و از حقیقت بزرگ و کلیدی حضور ولی امر در راس تشکیلات غافل میباشند پای در مسیری دشوار و بدون انتها گذاشته و باید در مقابل نصوص صریح و واضح و روشن و غیر قابل تاویل و توجیه الواح وصایا بایستند و خود را از بزرگترین سند راهبردی در هدایت جامعه محروم نمایند. به این نکته مهم جهت اطلاع دوستان اشاره مي كنيم که
""" مو ضوع ولایت امر تنها و برای اولین بار فقط در الواح وصایا مطرح شده است و قبل از آن در هیچ جای دیگر اثری از ان را نمیتوان مشاهده نمود و این مطلب بدیع و بکر آخرین و تازه ترین عنوان در رهبری جامعه بهايي میباشد """""""
بهاییان معتقد به بيت العدل فعلي بدین نکته نظر نمایند و بدیده امعان بدان بنگرند که با این موضوع بد یع چگونه برخورد شده است مگر غير از اين است كه ركن اعظم نظم بديع به دست بازي گرفته شده و در واقع بنای رفیع ولایت را به آسانی از اثر انداخته و بنیان ان را متزلزل کرده اند در حالی که موضوع کاملا روشن است که باید ولایت امر استمرار داشته و حيات بهايي به ان وابسته است
ترجمه " ولی امرالله وجود دو نوع میثاق را ملاحظه مینماید که صراحتأ ومکررأ درالواح و آثار امری ذکر شده است.
نوع اول عهد ومیثاقی است که هر پیامبر الهی با بشریت یا منجزأ میتوان گفت با پیروانش منعقد مینماید که آنان مظهر ظهوربعدی که بازگشت وظهور مجدد حقیقت اوست پذیرفته وپیروی نمایند. نوع دوم عهد ومیثاق مانند میثاقی است که حضرت بهاءالله با پیروانش بست که حضرت عبدا لبهاء را پیروی نمایند. و این بمنظور استحکام و استقرار جانشینی سلسله مصابیحی است که پس از هر مظهر ظهوری ظاهر میشوند وبر این منوال است عهد ومیثاقی که حضرت عبدالبهاء با بهائیان بستند که پس از ایشان نظمی که طرح فرمودند بپذیرند.
LIGHTS OF GUIDANCE p-181
همانطور که ملاحظه میفرمائید ولات امر عهد ومیثاق دیانت بهائی هستند وحضرت عبد البهاء مرکز میثاق.
حضرت عبد البهاء در الواح وصایای خود میفرمایند:
"حصن متین امرالله به اطاعت من هو ولی امرالله محفوظ ومصون ماند واعضای بیت عدل وجمیع ... باید کمال اطاعت و تمکین و انقیاد وتوجه وخضوع وخشوع رابه ولی امرالله داشته باشند اگر چنانچه نفسی مخالفت نمود مخالفت بحق کرده وسبب تشتیت امرالله شود وعلت تفریق کلمه الله گردد ومظهری از مظاهر نقض شود"
بنا بر آنچه ملاحظه ميشود کسی که با ولی امرالله مخالفت نماید ناقض است.
شوقی افندی اولین ولی امرالله بکرات در طی دوران ولایت خود متذکر گشتند که غیر از ولی امرالله کسی صلاحیت تشخیص مرض روحانی را ندارد وبه هیچ شخص یا مقامی چنین اجازه ای داده نشده است که احدی را ناقض بنامد.
DIRECTIVES FROM THE GUARDIAN p-16
متاسفانه ایادی سابق وبیت العدل غير قانوني ساخت آنان که خود عملأ میثاق الهی را نقض نموده اند بدون داشتن صلاحیت واختیار مبادرت به طرد بهائیان حقیقی نموده وبا ارعاب بهائیان آنان را از اطلاع به حقیقت محروم مینمایند.
بنا بر دهها مدرک روشن و قطعی صادره از جانب حضرت عبدالبها و شوقی افندی اولین ولی امر بهایی موضوع ولایت امر در ایین بهایی باید ادامه داشته باشد چون ولی امر مقام تبیین را دارد ودر عين حال تا امر وجود دارد او رييس دايمي مصون از خطاي بیت العدل است
بیت العدل فعلی هرگز مشروعیت نداشته زیرا ولی امر بر تصمیمات ان نظارتی ندارد
بیت العدل فعلی انچه که تشریع میکند لازم الاتباع برای بهاییان نیست چون ولی امر ی در راس ان دیده نمیشود
بیت العدل فعلی در امان از اشتباهات در تصمیم گیریهایش نیست ولی امر تنها مرجع تذکر دهنده و اخراج کننده فرد خاطی از مجمع فوق است
توصیفات فوق تنها بخش کوچکی از آثار حذف ولایت امر از رهبری جامعه بهایی است که گریبان گیر بیت العدل فعلی است
حضرت ولي امرالله شوقی افندی در کتاب دور بهایی ميفرمايد :
هرگاه ولایت امر از نظم بدیع حضرت بهالله منتزع شود اساس این امر متزلزل
حال بهاييان تحت سرپرستي بيت العدل مستقر در حيفا ملاحظه نمایند كه تمسک به چیزی دارند که حضرت ولی امرالله صحه بر متزلزل بودن ان دارند
حضرت ولی امرالله در توقیع منیع 105 در صفحه 21 میفرماید:
{{{ این نظم بدیع ... بنیادش بر دو رکن رکین استوار رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه است که مصدر تبیین است ..}}}
بفرموده حضرت ولی امر الله مبحث بنیادین ولایت امر :
رکن اعظم دیانت است و بزرگترین ستونی است که نظم بدیع بر ان استوار است
این ستون اولین و مهمترین ستون ایین بهایی است
حذف این ستون مساویست با تخریب دیانت
حذف این ستون برابر است با ریشه کن کردن بنیان و اساس ایین
حذف این ستون یعنی محتوم به شکست بودن امر منیع
ولایت امر تکیه گاهی است که هیچگاه اجازه تزلزل به دیانت را نمیدهد
" بعلاوه نفسی که در این ظهور اعظم بر حسب اصل توارث بر کرسی ولایت جالس است خود مبین کلمه الله است ودر بالنتیجه بر حسب سلطه واقعی که به وی تفویض گشته مانند هیچ یک از سلاطینی که در حکومات مشروطه معموله قدرتی نداشته – جز مقام اسمی ندارند- نیست."نتیجه فرمایش فوق را جهت اطلاع دوستان عزیز خلاصه می نمایم
1- در این ظهور اعظم بر حسب اصل توارث باید مبین کلمه الله برای همیشه وجود داشته باشد
2- مقام تبیین اصلی است که تفویض ناپذير است.
3- مقام ولی امر تمامی قدرت را در دست دارد و کس دیگری مالک آن نیست.
ملاحظه می فرمایید که انفصال ولی امر از جامعه بهایی - که بعد از درگذشت اولین ولی امر بهایی انجام شد- به تعبیر میسون ریمی توطئه طراحی شده ایادیانی بود که جام خیانت را سر کشیدند و الواح وصایا را با عمل خود از جامعه سلب نمودند.
انفصال ولایت امر از جامعه بهایی از سوی ایادیان – به واسطه حسادتی که نسبت به میسون ریمی به عنوان ولی امر دوم داشتند– صورت پذیرفت.
ولی امر دوم از این عمل ایادیان در دشمنی با او به توطئه و عناد با امرالله یاد مینماید.
به تعبیر دیگر این انفصال و حذف رکن ولایت امر گناهی است نابخشودنی که متوجه ایادیانی است که هرگز دارای چنین اختیاری نبودند تا امر مبارک را از مقام عصمت مصون از خطا محروم نمایند.
میسون ریمی ولی امر دوم بهایی در پیام 1958 خود می فرماید:
".... امر اعظم جمال کبریا با حذف مقام ولایت امرالله از صیانت اصلییه و عصمت کبرای الاهیه محروم شده ... "
حضرت شوقی ربانی از ابتدای جلوس بر کرسی ولایت
امرالله بموجب نصوص صریحه مصمم بودند بر حسب
دستوری که در الواح وصایا تصریح و تاکید کرده بود :
"" ای احبای الهی ولی امرالله در زمان حیات خویش
من هو بعده را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف
حاصل نگردد. ""
اقدام به تعیین من هو بعده فرمودند ولی چون در
بدو امر شرایط لازم فراهم نبود این امر به تاخیر
افتاد تا تاریخ 1951 که طی تلگراف مشروحی
خطاب به محفل ملی امریکا می فرمایند :
"" رشد کنونی محافل نه گانه ملیه من را بر آن
می دارد که تصمیم تاریخی خویش را اتخاذ نمایم
و آن تصمیم خطیر تاریخی تعیین هیات بین المللی
بهایی بود که بعنوان بیت عدل جنینی تعیین و
تسمیه گردید ""
و خط مشی آن هیات را تعیین فرمودند و ان هیات
می بایست مراحلی را طی نماید و بعد خود آن هیات
تبدیل به بیت عدل عمومی گردد و در اخر می فرمایند
""در کور پانصد هزار ساله بهایی هیچیک از تشکیلات
امری از حیث رتبه و مقام به پای آن هیات نمی رسد ""
و تاکید می فرمایند:
"" بشارت این تاسیس را بوسیله لجنه ارتباط به عموم
یاران شرق و غرب ابلاغ نمایید ""
همچنین در لوح 105 که به افتخار احبای شرق صادر
فرمودند میفرمایند:
"" این نظم بدیع ... بر دو رکن رکین استوار رکن اول و
اعظم رکن ولایت الهیه که مصدر تبیین است و رکن ثانی
بیت عدل اعظم الهی که مرجع تشریع است "" -
تا انجا که میفرمایند
-"" انفصال رکنین نظم بدیع نیز از یکدیگر ممتنع و محال """
( لوح 105 صفحه 21)
و همچنین میفرماید:
" هر گاه ولایت امر از نظم بدیع حضرت بهاالله منتزع شود
اساس این نظم متزلزل ...بدون این موسسه وحدت امرالله
در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از
واسطه فیضی که بر عواقب امر در طی دهور احاطه دارد بی
نصیب ماندو هدایتی که جهت تعیین حدود و وظائف تقنینیه
منتخبین ضروری است سلب شود."
کتاب دور بهایی به قلم ولی اولای امرالله :
"" با حذف موسسه ولایت امر نظم جهانی نظم جهانی
حضرت بهاالله تحریف شده و برای همیشه از آن اصل
موروثی که طبق نص حضرت عبدالبها همیشه مورد حمایت
قانون الهی بوده است محروم میگردد.""
کتاب نظم جهانی صفحه 21
به هر حال براساس نصوص فوق ودهها نص دیگر چون ولی
اول امرالله اولادی نداشتند برای حفظ سلسله اولیای امرالله
جناب چارلز میسن ریمی ولی ثانی امرالله را که بزرگترین
و صالح ترین فرد جامعه بهایی بودند به سمت رییس بیت
عدل جنینی تعیین و تنصیص فرمودندو ایشان از سال
1951 به ریاست بیت عدل جنینی منصوب و به خدمات
عالیه امریه منصوب گردیدند
اندرين وادي كه ره بركس پديد از چاه نيست
پيرو نص الهي بيگمان گمراه نيست
پيرو حق سر به كف از جان و هستي بگذرد
وانكه از جان بگذرد در فكر تام و جاه نيست
در اين عصر نوراني كه عصر علم و حكمت است حكماي دانشمند و صاحبنظران خردمند به نظم بديع حضرت بها لله و تعاليم دوازده گانه او بديده تحسين و احترام مينگرند چه كه حافظ نظم عالم و كافل سعادت امم و حلال جميع مشكلات بني نوع ادم. حضرت بهاالله براي حفظ نظم بديعش از زيانهاي اختلاف و انشقاق؛ موجبات و اركاني فراهم و تعيين فرموده كه قدرت مقاومت ان اركان بديع را در مدت پانصد هزار سال از تزلزل و انهدام محفوظ و مصون ميدارد . حضرت ولي امرالله در لوح 105 ميفرمايد: نظم بديع حضرت بهاالله بر دو ركن استوار ركن اول و اعظم ركن ولايت الهيه كه مصدر تبيين است و ركن ثاني بيت عدل كه مصدر تشريع است تا اينجا كه ميفرمايد انفصال ركنين نظم بديع از يكديگر ممتنع و محال و حضرت عبدالبها ركنين نظم بديع را مصون از خطا شمرده است عصمت حضرت ولي امرالله امري است موهوبي و مصونيت بيت عدل امري است سببي چنانكه ميفرمايد هرگاه حكمي بر خلاف از بيت عدل صادر شود ولي امرالله حق دارد كه مخالفت نمايد تا در ان تجديد نظر شود بنابر اين مادام كه ولي امر شاهد و ناظر اعمال بيت العدل ميباشد حكم مخالف با روح ايات از ان صادرنخواهد شد و از اينجهت مصون از خطاست پس بيت العدل به سبب ولي امرالله و حضور و نظارت اوست كه دچار اشتباه در تصميمات نميشود
حضرت شوقي رباني اولين ولي امر مقدس بهايي در سال ۱۹۵۷ در لندن درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد . برابر وظيفه مشخص شده از جانب حضرت عبدالبها در الواح وصایا ولي امر قبلي بايد ولي امر بعد از خود را تعيين نمايد چون عدم تعيين ولي امر بعدي جامعه را با تزلزل جدي روبرو ميكند . از اينرو موضوع استمرار ولايت امر جامعه بهايي را به دودسته تقسيم كرد گروهي كه اظهار ميكردند كه شوقي رباني به دليل نداشتن فرزند جانشيني تعيين نكرده و موضوع را مسكوت داشته و حتي براي سايرين از خانواده خود يعني برادرها و خواهر هاي خود نيز اين كار را نكرده چه برابر نص انها بالقوه ميتوانستند بعنوان ولي امر انتخاب شوند .اما گروه دوم با دلايل انكار نشدني وارد مباحث بسيار سنگين كلامي شدند كه از جمله محالات است كه ولي امر جانشين براي خود مشخص نكند زيرا وظايفي بسيار سنگين و بنيادي براي ولي امر از جانب عبدالبها مشخص شده كه در صورت حذف ولي امر انها معطل خواهد شد . اين وظايف تعيين شده انقدر وسعت دارد كه هرگز نميتوان از انها چشم پوشي كرد. به عبارت ديگر بود و نبود ولي امر با بود و نبود اصل جامعه ارتباط دارد . دسته دوم با وقوف بر اينكه جامعه بهايي براي هميشه بايد تحت سرپرستي ولي امر باشد و مسير راستين جامعه غير از اين نيست در مقابل گروه منحرف خودرا به نام بهاييان ارتودكس يا راستين خواندند
