اخیرأ ردیه ای با عنوان میسن ریمی وپیروان او در بین جامعه بهائیان ایران توزیع گشته است که نشان گر ترس ووحشت توزیع کنندگان از آگاهی احبا براین حقیقت است که برخلاف آنچه تا کنون بوسیله تشکیلات به آنها گفته شده ولایت امرالله در دیانت بهائی پایان نیافته واین اصل اساسی دیانت بهائی تا پایان دوران این آئین نازنین تساسل خواهد داشت زیرا اراده خداوند بر آن قرار گرفته ومیثاق الهی است.
نویسندگان این ردیه به روش بقیه ردیه نویسان با آمیختن راست ودروغ به انتشار مطالب خلاف واقع وانحرافی پرداخته وامید دارند که کما کان توجه بهائیان را از حقایق این امر الهی منحرف وآنها را به ادامه پیروی از تشکیلاتی که رابطه خود را با مرکز امر الهی ومبین
آیات الله گسسته واز اصول الهی دیانت بهائی فاصله گرفته است وا دارند تشکیلاتی که عملأ در جهتی بر خلاف مسیر الهی که صریحأ در الواح مبارک وصایای حضرت عبد البها بیان گشته است سیر میکند.
در این ردیه از نامه مورخ 23 مارچ 1975بیت العدل بدلی یاد شده که تعریفی غلط از نقض عهد ابداع کرده که با تعاریف حضرت عبدالبهاء واولین ولی امرالله کاملأ متناقض است.
درالواح و آثارحضرت عبدالبهاء وشوقی افندی اولین ولی امرالله "عهد ومیثاق " و " مبین آیات الله " مترادف ، متقارن ومتجانس هستند
"اگر حصن حصین امرالله به قوه میثاق محفوظ نماند در یک روز در بهائیان هزارمذهب پيدا شود چنانچه در دورهاي سابق حاصل شد ولي در اين دور مبارك محض صيانت امر الله كه تفريق در بين حزب الله نشود جمال مبارك روحي له الفدا به اثر قلم اعلي عهد و پيمان گرفت و مركزي معين فرمود كه مبين كتاب است و رافع اختلاف انچه او بنگارد و بگويد مطابق واقع و در صون حمايت جمال مبارك از خطا محفوظ مقصد از اين عهد و ميثاق رفع اختلاف از افاق است ... " (منتخباتي از مكاتيب جلد ٤ صفحه ۱۶۵ )
ملاحظه فرمائید که نویسندگان ردیه فقط قسمت کوچکی از فرموده مبارک فوق را در ردیه خود ذکرنموده اند یعنی فقط به ذکر مبتدا اکتفا کرده اند واصل مطلب راکه بیان کننده عهد ومیثاق است نه نگاشته وبعبارت دیگر خبر جمله را مخفی نگه داشته اند
همچنین حضرت عبدالبهاء میفرمایند:
"باری ای احبای الهی صریح کتاب الهی اینست که اگر دو نفس در مسئله از مسائل الهیه جدال و بحث نمایند واختلاف ومنازعه نمایند هردو باطلند ، حکمت این امر قطعی الهی اینست که در میان دو نفس از احبای الهی جدال ونزاع نشود ، بنهایت الفت ومحبت با یکدیگر گفتگو کنند ، اگر اندک معارضه ئی بمیان آید سکوت کنند دیگر طرفین تکلم ننمایند وحقیقت حال را ازمبین سئوال کنند این است حکم فاصل" (مکاتیب حضرت عبد البها – جلد ۳ : صفحه ۳ ۳ )
نیز میفرمایند:
حصن متين امر الله باطاعت من هو ولي امر الله محفوظ و مصون ماند و اعضاي بيت عدل و جميع اغصان و افنان و ايادي امر الله بايد كمال اطاعت و تمكين و انقياد و توجه و خضوع و خشوع را بولي امر الله داشته باشند اگر چنانچه نفسي مخالفت نمود مخالفت بحق كرده و سبب تشتيت امر الله شود و علت تفريق كلمة الله گردد و مظهري از مظاهر مركز نقض شود
(الواح وصاياي مباركه حضرت عبدالبها: صفحه ۱۲)
بطوری که ملاحظه میفرمایند طبق الواح مبارک وصایا نقض عهد مخالفت با ولی امرالله است در هیچ جا گفته نشده که مخالفت با ایادی سابق که نقض عهد نمودند نقض عهد محسوب میشود حتی مخالفت با ایادی مومن وصادق نقض عهد محسوب نمیشود ودر هیچ یک ازالواح وآثارالهی گفته نشده که عدم اطاعت از موسسه ای نامشروع که بر خلاف مفاد الواح وصایای حضرت عبد البهاء بدون " رئیس مقدس " و "عضو اعظم ممتاز لاینعزل " بدست ایادی سابق ساخته شده و بر خلاف حقیقت ومن دون استحقاق بر آن نام بیت العدل اعظم نهاده اند نقض عهد محسوب است. حتی در هیچ جا گفته نشده که عدم اطاعت از بیت عدل حقیقی هم نقض عهد محسوب میشود.
بیت عدل بدلی با تحریف آیات وتبین غلط وغیر مجاز نصوص به حریم مقدس الواح مبارک وصایا و ولی امرالله تجاوزنموده وخودرا مر کز امر قلمداد نموده در حالی که ریاست عالیه امر الهی ومرکزیت آن تنها بعهده ولی امرالله است وبس.
طبق دستور مبارک حضرت عبدالبهاء ایادی امرالله موظف به اطاعت از ولی امرالله هستند وباید تحت فرمان او باشند در حالیکه ایادی سابق بر علیه ولی امرالله قیام نمودند ومظهری ازمظاهر مرکز نقض شدند.
هنگامیکه در سال 1957 حضرت شوقی افندی صعود کردند همسر ایشان روحیه خانم طی تلگرامی احبا را از خبر صعود مطلع ساخته و بدون کوچکترین اشاره به شورای بین المللی بهائی از انان خواستند که به ایادی امراله توجه و تشبث نمایند متاسفانه خبر صعود انچنان ناگوار و تکان دهنده بود که کسی به این نیندیشید وسئوا ل نکرد که چرا ایادی ؟
