تبليغاتX
بهائيان حقیقی (ارتدكس) ايران - درباره پاسخ به مقاله « چالش ولايت در بيت العدل » ( بخش دوم)
بهائیان حقیقی پیرو حقیقت دیانت بهائی ومسیر اصلی آن که در الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبها ترسیم گشته

در پی فرستادن نسخه ای از نوشته خود زیر عنوان: درباره پاسخ به مقاله « چالش ولايت در بيت العدل » به سایت نقطه نظرودرج آن در بخش نظرات مقاله مورد بحث (لازم میدانم از این اقدام مسئولین سایت مذکور قدر دانی نمایم) یکی از نویسندگان سایت بجای ابراز نظر مبادرت به طرح سئوالهائی نمود که به آنها پاسخ داده شد. ایشان نوشتند:

 

"خوب دوست گرامی

 حالا نتیجه این حرفها چیست؟ سرنوشت جناب میسن رمی چه شد؟ سرنوشت امر الهی چه؟ جناب مارنجلا وحلقه دوستانشان به چه خدمت انسانی مشغول بوده وهستند؟ آیا ملیونها بهائی که امروزه به دیانت بهائی پیوسته وبآن افتخار کرده وبه تبلیغ وخدمت مشغولند در کفر بسر میبرند؟ آیا در مدت نیم قرن اخیر مدعیان مربوطه جز اینکه اصرارداشته اند تا ثابت کنند که امر الهی دچار شکست وانشقاق شده است اساسأ همت دیگری هم مبذول داشته اند؟ آیا در خلوت خود هیچگاه از خود سئوال کرده اید وکرده اند که آنهمه تضمینات جمال مبارک وحضرت عبدالبهاء در باره حفظ امر الهی از انشقاق چه شد؟ کدام تاج را بر سر امر الهی وبشریت نشانده اید که اینک مدعی آن هستید؟"

 

پاسخ حبیب 11فروردین1387

 

دوست گرامی تر

 

متاسفانه شما هیچگونه استدلالی چه مخالف چه موافق ارائه ننموده اید و بجای تعمق وتفکر ومراجعه به مآخذ واظهار نظرمنطقی (درصورتیکه وجود داشته باشد) به طرح سئوالهای انحرافی (احتمالأ بمنظور القاء شبهات) پرداخته اید،  خواهشمندم که عرایض بنده را دوباره بدقت وبدون تعصب مطالعه فرمائید اگرمشکلی در هرقسمت از آن داشتید بفرمائید تا توضیح بیشتری عرض کنم.

در هر صورت سئوالهایتان اجمالأ بررسی میشود:

 

سئوال جنابعالی " خوب دوست گرامی، حالا نتیجه این حرفها چیست؟

 

 " داستان شخصی را تداعی مینماید که پس ازاینکه تمامی داستان لیلی ومجنون را شنید سئوال کرد  خوب حالا این لیلی زن بود یا مرد؟  البته واضح نیست که منظور شما از "نتیجه" چیست! اگر این کلمه را بمعنی واقعی آن یعنی حاصل کار، سود یا فایده وامثال آن بکار گرفته اید باید به بعرضتان برسانم که آرزوی بنده اینست که خوانندگان با مطالعه این مطالب و مراجعه به اصل نصوص والواح به حقایق آگاه گردند ومطلع شوند که آنچه بعنوان دیانت بهائی ونظم اداری آن به آنها القاء گشته با دیانت حقیقی بهائی که بوسیله حضرت بهاءالله نازل وتوسط مرکز میثاق و مبین آیاتش تبین گشته متفاوت بل مغایرومخالف است. همچنین امیدوارم که احبای عزیزبیدار گشته وبه مسیر حقیقی دیانت بهائی بازگردند و مطمئن باشند که وعود الهی حتمی است وآنچه مقرر فرموده اند به مرحله اجرا درآمده وخواهد آمد وآگاه گردند که ولایت امرالله از نظم بدیع حضرت بهاءالله حذف نگردیده وهمانطور که بیان فرموده اند:

 " تا اخر دوران دیانت بهائی راهنمائی و فیض خداوند ابتدا توسط حضرت عبد البهاء وسپس از طریق اولیاء امرالله به بشر خواهد رسید"

 

"ای یاران و مشتاقان جلوه امر رحمان قلب را مطمئن نمائید و خاطر را آسوده کنید. ان الله لا یخلف وعده لکم میعادکم ولا تستاخرون ساعة و لا تستقدمون."                      (توقیعات مبارکه 1927-1936 صفحه 65)

 

"وعود الهیه وبشارات سامیه که از قلم اعلی و کلک ملهم موُیِِد مرکز عهد ومیثاق نازل گشته بمدلول این آیه مبارکه حتمی الوقوع است، قوله الاحلی: "وآنچه از قلم اعلی جاری البته ظاهر شده و خواهد شد و لا ینبقی من حرف الاِّ وقدیراه المنصفون مستویأ علی عرش الِِظهور""            

                   (تقیعات مبارکه 1922-1926 صفحه 219)

 

"اگر درآیات منزله واصول امر الهی تعمق بیشتری معمول دارند به مفهوم ولایت امرالله واقف خواهند شد.  وقتی که شخصی قلبا و عقلأ به درک این حقیقت فائز شود که خداوند انسان را بوسیله  مظهرالهی مصون از خطا  در هیکل انسانی هدایت وراهنمائی میفرماید تنها نتیجه منطقی پذیرش این حقیقت چنین خواهد بود که مقام حضرت عبدا البها و اولیاء امرالله پذیرفته شود.  ولاۀ امرالله نشانه بلوغ نوع بشر هستند به این معنی که بلاخره انسان در حدی پیشرفت نموده که دنیای متحدی با  مدیریتی واحد  برای نظام جهانی بشر داشته باشد ودر حیطه روحانی نیز به مقامی ترقی نموده که خداوند میتواند امورامر را در این دور مبارک به دست بشر بسپارد (یعنی ولاۀ امرالله) که بفرموده حضرت عبد البهاء در الواح مبارک وصایا مستقیمأ از سوی حضرت بهاءالله و حضرت با ب هدایت میشوند. معنی اینکه امروز روزی است که شب در پی ندارد اینست که تا اخر دوران دیانت بهائی راهنمائی و فیض خداوند ابتدا توسط حضرت عبد البهاء وسپس از طریق اولیاء امرالله به بشر خواهد رسید اگر کسی نائل به ایمان و ادراک مقام حضرت بهاءالله شود در پذیرش این حقیقت که ایشان افرادی را که در امور امرالله مهتدی به هدایت الهی هستند تعین فرموده مشکلی نخواهد داشت."                                               

 (Lights of Guidance Page 310)          

 

سئوال شما: "سرنوشت جناب میسن رمی چه شد؟"

 

 میخواستید چه شود مانند اولین ولی امرالله روح پرفتوحش به ملکوت ابها صعود و پیکر عنصریش که طی سالیان درازمرکب آن روح بزرگ در خدمت به امرالله و انتشار آن در سراسر دنیا بود ودر اواخر ایام به سبب کهولت وعهدشکنی وجفای ایادی سابق آزرده شده بود در تحت اطباق خاک قرار گرفت.

 

سئوال شما: "سرنوشت امر الهی چه؟"

 

 " تا اخر دوران دیانت بهائی راهنمائی و فیض خداوند ابتدا توسط حضرت عبد البهاء وسپس از طریق اولیاء امرالله به بشر خواهد رسید"

 

سئوال شما: "جناب مارنجلا وحلقه دوستانشان به چه خدمت انسانی مشغول بوده وهستند؟"

ولی امر حاضربه انجام خدمات و وظایفی که بموجب الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء بعهده ایشان گذارده شده است قائمند وبهائیان حقیقی نیز سعی در تبلیغ دیانت حقیقی بهائی وتنویر افکار وبیداری عموم دارند.

 

سئوال شما: "آیا ملیونها بهائی...در کفر بسر میبرند؟"

 

اولأ آمار صحیحی از تعداد بهائیان در دنیا در دست نیست ثانیأ حتی بالاترین رقمی که ادعا شده است در مقابل تعداد جمعیت مسیحیان که حدود یک سوم جمعیت کره زمین است(بیش از دو بیلیون) هیچ محسوب میشود چه رسد به کل چمعیت کره زمین، این احساس کاذب خود بزرگ بینی که بوسیله عوامل بیت عدل بدلی به احبا القاء میگردد برای تقویت انگیزه گله ای بودن وتضعیف اعتماد به نفس ووجدان فردی است یعنی اگر کسی به عهد شکنی ایادی سابق وبت عدل ساخته آنان که فاقد "رئیس مقدس" و"عضو اعظم ممتاز لاینعزل" است پی برد و آگاه شود که بر خلاف آنچه تاکنون به او گفته شده ولایت امرالله در دیانت بهائی از بین نرفته وبر طبق اراده الهی که در الواح مبارک وصایا مذکوراست ادامه یافته است، تحت تاثیر این فکر غلط که چون اکثریت از بیت عدل بدلی پیروی میکنند (ولو ظاهرأ) تصور نماید که  شاید موسسه مذکور مشروعیت دارد و لذا در تصمیم خود مردد گردد.

هرکس که از عقل وهوش بهره دارد میداند که الزامأ نظر اکثریت دلیل درستی نیست در حالیکه حضرت بهاءالله به پیروان خود دستور میدهند که در جمیع امور مستقلأ به جستجوی حقیقت پردازند واز تقلید بپرهیزند وبچشم خود ببینند نه به چشم دیگران وبگوش خود بشنوند نه به گوش دیگران.

تنها خداوند واقف است که در فکر ومغز افراد چه میگذرد.

 

ُسئوال شما: "آیا در مدت نیم قرن اخیر مدعیان مربوطه جز اینکه اصرارداشته اند تا ثابت کنند که امر الهی دچار شکست وانشقاق شده است اساسأ همت دیگری هم مبذول داشته اند؟ آیا در خلوت خود هیچگاه از خود سئوال کرده اید که آنهمه تضمینات جمال مبارک وحضرت عبدالبهاء در باره حفظ امر الهی از انشقاق چه شد؟"

 

معلوم نیست که منظور شما از "مدعیان مربوطه" چه کسانی هستند چنانچه هدف شما بهائیان حقیقی است پیش فرض شما نه تنها بسیار غلط است بلکه حقیقتی واژگونه است، بهائیان حقیقی برعکس ادعای شما ثابت میکنند که امر الهی شکست ناپذیر است حتی اگر همه مردم دنیا به مقابله برخیزند زیرا کسی را یارای مقاومت در برابر اراده الهی نیست آنها ثابت میکنند که بر خلاف ادعای ایادی سابق وموسسه ساخته آنان امر الهی شکست نخورده وآنچنان که در الواح مبارک وصایا و توقیعات اولین ولی امرالله آمده است ولایت امرالله که مرکز امر است تسلسل دارد وتا زمانی که ولایت امرالله تسلسل یابد نهایتأ آئین نازنین پیروز خواهد بود وبهائیان به مسیر اصلی دیانت بهائی برخواهند گشت اما هر لحظه تاخیر مسئولیت شدیدی برای آنان خواهد بود ضمانت حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء مشروط است، اگر امر به وحدت ویگانگی فرمودند وسیله آن را نیز مهیا فرمودند، حضرت عبدالبهاء جلو گیری از انشقاق را به اطاعت از مبین آیات الله یعنی ولی امرالله معلق فرمودند وهشدار دادند که اگربهائیان عهد شکنی نمایند و از اطاعت ولی امرالله سرپیچی کنند" در یک روز در بهائیان هزارمذهب پيدا شود" ودر الواح مبارک وصایای خود حفظ وصیانت امرالله را با اطاعت نمودن از کسی که ولی امرالله است امکان پذیر فرمودند.

 

حضرت عبدالبهاء میفرمایند:

"اگر حصن حصین امرالله به قوه میثاق محفوظ نماند در یک روز در بهائیان هزارمذهب پيدا شود چنانچه در دورهاي سابق حاصل شد ولي در اين دور مبارك محض صيانت امر الله كه تفريق در بين حزب الله نشود جمال مبارك روحي له الفدا به اثر قلم اعلي عهد و پيمان گرفت و مركزي معين فرمود كه مبين كتاب است و رافع اختلاف انچه او بنگارد و بگويد مطابق واقع و در صون حمايت جمال مبارك از خطا محفوظ مقصد از اين عهد و ميثاق رفع اختلاف از افاق است ..."   

                          (منتخباتي از مكاتيب جلد ٤ صفحه ۱۶۵ )

 

همچنین میفرمایند:

" باید الیوم سد ابواب نزاع کرد ومنع اسباب جدال واین ممکن نیست جز آنکه کل متابعت    مبین کنند واطاعت مرکز میثاق معین ، یعنی تمسک بصریح بیان او جویند وتشبث به وضوح تبیان او خواهند."

                    (مكاتيب حضرت عبدالبها - جلد ٢: صفحه۲۴۷ )                                        

ونیز میفرمایند:

"باری ای احبای الهی صریح کتاب الهی اینست که اگر دو نفس در مسئله از مسائل الهیه جدال و بحث نمایند واختلاف ومنازعه نمایند هردو باطلند ، حکمت این امر قطعی الهی اینست که در میان دو نفس از احبای الهی جدال ونزاع نشود ، بنهایت الفت ومحبت با یکدیگر گفتگو کنند ، اگر اندک معارضه ئی بمیان آید سکوت کنند دیگر طرفین تکلم ننمایند وحقیقت حال را ازمبین سئوال کنند این است حکم فاصل"                         (مکاتیب حضرت عبد البها – جلد ۳ : صفحه ۳ ۳ )

 

در الواح مبارک وصایا میفرمایند:

"حصن متين امرالله به اطاعت من هو ولي امرالله محفوظ و مصون ماند و اعضاي بيت العدل و جميع اغصان وافنان و ايادي امرالله بايد كمال اطاعت وتمكين و انقياد و توجه وخضوع و خشوع را به ولي امرالله داشته باشند. اگر چنانچه نفسي مخالفت نمود مخالفت به حق كرده و سبب تشتيت امرالله شود و علت تفريق كلمه الله گردد و مظهري از مظاهر مركز نقض شود ."

متاسفانه ایادی سابق امر نسبت به ولی امر الله مخالفت نمودند وسبب تشتیت امرالله گشتند.

 

شوقی افندی اولین ولی امرالله:

"وضع اصول اداری و انشاء تاسیسات بدیعه منیعه و تفویض حق تبین آیات به ولی امرالله آئین الهی را در این ظهور اعظم بنحوی که در ظهورات گذشته سابقه نداشته  از تحزب  انشعاب وانشقاق حفظ خواهد نمود."

                                (قرن بدیع صفحه 662)

همچنین:

" بدون اين مؤسّسه وحدت امر اللّه در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طيّ دهور احاطه دارد بالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّهء منتخبين ضروری است سلب شود.                 (دوربهائی  صفحه 79)

 

اما سئوال آخر: "کدام تاج را بر سر امر الهی وبشریت نشانده اید که اینک مدعی آن هستید؟"

 

این سئوال نشانگررواج مفهومی غلط ومادی از"امر الهی" بین عوامل بیت عدل فاقد ولی امرالله است ، " امرالهی" احتیاجی به تاج ندارد.

نوشته شده توسط ع. شهره در ساعت 8:59 | لینک