بیت العدل بدلی و عواملش دم از وحدت ویگانگی میزنند در حالیکه بر خلاف دستور های مظهر ظهور ومرکز میثاق او ومبین آیات الله که برای نیل به هدف فوق صادرگشته رفتار میکنند. در ادامه این مقاله نمونه هائی از این بد کرداری وحتی تقلب بنظر شما میرسد، بیت العدل بدلی در ادامه نقض عهد ایادی سابق برای تظاهر به محق بودن ومشروعیت به تغیر وتعبیر معنی عهدومیثاق پرداخته واز سوی دیگر بهائیان حقیقی را که ثابت برعهد ومیثاق حضرت بهاء الله هستند به نقض عهد متهم مینماید ، گروه مزبوربرای آنکه بهائیان به حقایق واقف نشوند آنها را از خواندن مقالات و نوشته های بهائیان حقیقی که مستند ومستدل ومشحون از نصوص والواح است محروم میسازند در حالیکه حضرت بهاءالله اکیدأ ومن دون استثناء به همه امر میفرمایند که:
" الیوم برهرنفسی من عندالله فرض شده که بچشم وگوش وفواد خود در امر او ملاحظه نماید وتفکرکند تا ازبدایع مرحمت رحمن وفیوضات سبحان باشراقات شمس معانی مستنیروفائز شود وعلتی که جمیع ناس را از لقاءالله محروم نموده وبماسواه مشغول داشته اینست که بوهم صرف کفایت نموده اند وبآنچه از امثال خود شنیده قناعت کرده اند براههای مهلک تقلید مشی نموده اند واز مناهج تجرید محروم شده اند امر الهی چون صبح نورانی ظاهر ولائح بوده اینکه بعضی از ادراک او محتجب مانده اند نظر بآن است که گوش وقلب را بآلایش کلمات ناس آلوده اند والا اگر ناظر باصل میزان معرفت الهی باشند هرگزازسبیل هدایت محروم نگردند"
بیت عدل بدلی احبا را به اطاعت کور کورانه از خود وادار وبه آنها القاء مینماید که اطاعت از ولی امرالله نقض عهد وسبب انشعاب و انشقاق است و حفظ وصیانت امرالله بمعنی پیروی از بیت العدل بدلی ومخالفت با ولی امرالله است. در حالیکه حضرت عبدالبهاء در الواح وصایای خود میفرمایند:
"حصن متين امرالله به اطاعت من هو ولي امرالله محفوظ و مصون ماند و اعضاي بيت العدل و جميع اغصان وافنان و ايادي امرالله بايد كمال اطاعت وتمكين و انقياد و توجه وخضوع و خشوع را به ولي امرالله داشته باشند. اگر چنانچه نفسي مخالفت نمود مخالفت به حق كرده و سبب تشتيت امرالله شود و علت تفريق كلمه الله گردد و مظهري از مظاهر مركز نقض شود ."
ذیلأ نمونه ای کوچک از نادرستی و تقلب وتعبیر وتفسیر غلط وغیر مجازنصوص را در سایت عالم بهائی که سایت رسمی بیت العدل بدلی است ملاحظه فرمائید:
http://info.bahai.org/persian/covenant-of-bahaullah.html
درقسمت اتحاد بهائیان آن سایت زیرعنوان عهدومیثاق حضرت بهاءالله نوشته اند:
"حضرت عبدالبـهاء ميفرمايد "اگر حصن حصين امرالله را قوّه حارسه محافظه نمينمود در جمع اهل بهاء درهر يک روز هزار فرقه به مثل ادوار سابقه ايجاد ميشد".
در حالیکه حضرت عبدالبهاء میفرمایند:
"اگر حصن حصین امرالله به قوه میثاق محفوظ نماند در یک روز در بهائیان هزارمذهب پيدا شود چنانچه در دورهاي سابق حاصل شد ولي در اين دور مبارك محض صيانت امر الله كه تفريق در بين حزب الله نشود جمال مبارك روحي له الفدا به اثر قلم اعلي عهد و پيمان گرفت و مركزي معين فرمود كه مبين كتاب است و رافع اختلاف انچه او بنگارد و بگويد مطابق واقع و در صون حمايت جمال مبارك از خطا محفوظ مقصد از اين عهد و ميثاق رفع اختلاف از افاق است ..."
(منتخباتي از مكاتيب جلد ٤ صفحه ۱۶۵)
ملا حظه میفرمائید که چگونه کلمه "قوه میثاق" را در جهت رسیدن به نیت پلید خویش به لغت ابداعی خود "قوه حارسه" تغیرداده اند (چنین کلمه ای در فرهنگ های لغت فارسی وعربی دیده نمیشود) ضمن اینکه اصولأ کل جمله بندی را نیزعوض نموده اند، در هر صورت نزدیکترین لغت در فرهنگ لغات "حارس" است که بمعنی محافظ و نگهبان و پاسدارمیباشد که مورد نظرگردانندگان موسسه نامشروع نیز همین است که بدین وسیله وجود عوامل خود مانند مشاورین معاونین ومساعدین وامثالهم را که به تفتیش عقاید وافکار بهائیان مشغولند توجیه نماید بعلاوه ملاحظه میفرمائید که چگونه ادامه واصل موضوع بیان مبارک را نا دیده انگاشته اند که میفرمایند:
"محض صيانت امر الله كه تفريق در بين حزب الله نشود جمال مبارك روحي له الفدا به اثر قلم اعلي عهد و پيمان گرفت و مركزي معين فرمود كه مبين كتاب است و رافع اختلاف انچه او بنگارد و بگويد مطابق واقع و در صون حمايت جمال مبارك از خطا محفوظ مقصد از اين عهد و ميثاق رفع اختلاف از افاق است"
همچنین آنها نوشته اند:
"در نامهاى از طرف حضرت ولى امرالله به يکى از بـهائيان درباره عهد و ميثاق چنين ميخوانيم:
در بارهء معناى ميثاق بهائى: حضرت ولّى امراللّه به وجود دو نوع ميثاق اشاره ميفرمايند که هر دو در آثار بهائى مذکور است، يکى عهد و ميثاقى است که انبياء با بشر مخصوصاً با پيروانشان ميبندند تا مظهر ظهور آينده را که بعد از ايشان ظاهر ميشود و تجديد ظهور حقيقت الهيه است قبول نمايند و از او پيروى کنند. ديگر عهد و ميثاقى است از آن نوع که حضرت بهاءاللّه از پيروانش گرفت که پس از او حضرت عبدالبهاء را قبول نمايند و چنين ميثاقى براى آن است که بعد از خود مظهر ظهور شمعهاى روشن هدايت افروخته گردند و محفوظ مانند برهمان وجه است ميثاقى که حضرت عبدالبهاء از بهائيان گرفت که بعد از ايشان بايد تشکيلات بهائى را قبول و پيروى نمايند"
اصل نامه در پاورقی درج گشته است ملاحظه فرمائید که چگونه معنی جمله:
This is merely to establish and strengthen the succession of the series of Lights that appear after every Manifestation
تحریف نموده و معنی آنرا به ترتیب زیر تغیر داده اند :
"چنين ميثاقى براى آن است که بعد از خود مظهر ظهور شمعهاى روشن هدايت افروخته گردند و محفوظ مانند".
در حالیکه معنی آن همانطور که ملاحظه میفرمائید چنین است:
"این صرفأ برای استقرار و استحکام تسلسل و جانشینی رشته چراغهائی است که بعد از هر مظهر ظهوری مشاهده میشوند."
همچنین این جمله را:
"Under the same category falls the Covenant the Master made with the Baha'is that they should accept His administration after Him"
به این صورت ترجمه کرده اند: "برهمان وجه است ميثاقى که حضرت عبدالبهاء از بهائيان گرفت که بعد از ايشان بايد تشکيلات بهائى را قبول و پيروى نمايند"
که به این ترتیب نظم اداری حضرت عبدالبها را به تشکیلات بهائی تعبیر نموده اند در حالیکه تشکیلات یهائی تابع بیت العدل بدلی با نظم اداری اداری که حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا مقرر فرمودند مغایرت ومخالفت کامل دارد نظم اداری حضرت عبدابهاء بر دورکن استوار است اولین ولی عزیز امرالله در توقیع رضوان 105 میفرمایند:
"این نظم بدیع از انظمه باطله سقیمه عالم ممتاز در تاریخ ادیان فرید وبی مثیل وسابقه بنیادش بر دو رکن رکین استوار رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه که مصدر تبین است و رکن ثانی بیت عدل اعظم الهی که مرجع تشریع است همچنانکه در این نظم الهی تفکیک بین احکام شارع امر و مبادی اساسیه اش که مرکزعهد ومیثاقش تبین نموده ممکن نه انفصال رکنین نظم بدیع نیزاز یکدیگر ممتنع ومحال"
نظم اداری حضرت عبدالبهاء دارای سه موسسه اصلی ولایت امرالله ، بیت العدل وایادی امرالله است در حالیکه نظم اداری روحیه خانم وسایر ایادی سابق وتشکیلات ساخته آنان فاقد ارکان وموسسات فوق مذکور در الواح وصایا است.
در مقاله سایت عالم بهائی همچنین نوشته اند:
"حضرت عبدالبـهاء دربارهاش فرموده که بيت العدل "مرجع کلّ اموراست"
آنها عمدأ این موضوع مهم را نادیده گرفته اند که بیت عدلی که "مرجع کل امور است" بیت العدل حقیقی بصورتی که حضرت عبدالبها معین فرموده اند است نه بیت العدل روحیه خانم و ایادی سابق:
"امّا بيت عدل الّذی جعله اللّه مصدر كلّ خير و مصوناً من كلّ خطاءٍ بايد بانتخاب عمومی يعنی نفوس مؤمنه تشكيل شود و اعضاء بايد مظاهر تقوای الهی و مطالع علم ودانائی و ثابت بر دين الهی و خير خواه جميع نوع انسانی باشند. و مقصد بيت عدل عموميست يعنی در جميع بلاد بيت عدل خصوصی تشكيل شود و آن بيوت عدل بيت عدل عمومی انتخاب نمايد. اين مجمع مرجع كلّ امور است و مؤسّس قوانين و احكامی كه در نصوص الهی موجود نه و جميع مسائل مشكله در اين مجلس حلّ گردد و وليّ امر اللّه رئيس مقدّس اين مجلس و عضو اعظم ممتاز لاينعزل . و اگر در اجتماعات بالذّات حاضر نشود نائب و وكيلی تعيين فرمايد . و اگرچنانچه عضوی از اعضاء گناهی ارتكاب نمايد كه در حقّ عموم ضرری حاصل شود وليّ امراللّه صلاحيّت اخراج او دارد بعد ملّت شخص ديگر انتخاب نمايد. اين بيت عدل مصدرتشريعست و حكومت قوّه تنفيذ . تشريع بايد مؤيّد تنفيذ گردد و تنفيذ بايد ظهيرو معين تشريع شود تا از ارتباط و التيام اين دو قوّت بنيان عدل و انصاف متين ورزين گردد و اقاليم جنّة النّعيم و بهشت برين شود."
هر موسسه ای که بر خلاف بیان مبارک فوق ایجاد گشته یا بشود ولو نام بیت العدل اعظم الهی بر خود نهد قابل اعتنا نبوده ونیست در این خصوص شوقی افندی اولین ولی عزیز امرالله میفرمایند:
"...هرهیئتی که به نظام الهی وبرحسب تعلیمات واصول وشرایط سماویه که در صحف الهیه مشروحأ مثبوت ومسطور است کاملأ کما ینبغی و یلیق لهذا المقام الرفیع والمرکز المنیع انتخاب و تشکیل نشود آن هیئت از اعتبار اصلی ورتبه روحانی ساقط واز حق تشریع ووضع احکام وسنن و قوانین غیر منصوصه ممنوع واز اشرف اسنی وقوه مطلقه علیا محروم "
( توقیعات 1926 – 1922 ص 240)
وحدت، اتفاق ویگا نگی را نمیتوان با جبر وزورگوئی ، تهدید وارعاب بوجود آورد اگر چنین امری میسر بود دیکتاتورها چه دینی وچه سیاسی تا کنون موفق به ایجاد آن شده بودند. الواح ونصوص حضرت بهاءالله وحضرت عبدالبهاء بیانگر این موضوع مهم است که اتفاق و وحدت تنها با اطاعت نمودن از مبین آیات الله یعنی اولیاء امرالله میسر است و طریق دیگری وجود ندارد.
حضرت عبدالبهاء میفرمایند:
" باید الیوم سد ابواب نزاع کرد ومنع اسباب جدال واین ممکن نیست جز آنکه کل متابعت مبین کنند واطاعت مرکز میثاق معین ، یعنی تمسک بصریح بیان او جویند وتشبث به وضوح تبیان او خواهند."
(مكاتيب حضرت عبدالبها – جلد2: صفحه247)
ونیز میفرمایند:
"باری ای احبای الهی صریح کتاب الهی اینست که اگر دو نفس در مسئله از مسائل الهیه جدال و بحث نمایند واختلاف ومنازعه نمایند هردو باطلند ، حکمت این امر قطعی الهی اینست که در میان دو نفس از احبای الهی جدال ونزاع نشود ، بنهایت الفت ومحبت با یکدیگر گفتگو کنند ، اگر اندک معارضه ئی بمیان آید سکوت کنند دیگر طرفین تکلم ننمایند وحقیقت حال را ازمبین سئوال کنند این است حکم فاصل" (مکاتیب حضرت عبد البها – جلد ۳ : صفحه ۳ ۳ )
شوقی افندی اولین ولی امرالله نیزدر این باره جای شک وشبهه ای باقی نگذاشته است:
"وضع اصول اداری و انشاء تاسیسات بدیعه منیعه و تفویض حق تبین آیات به ولی امرالله آئین الهی را در این ظهور اعظم بنحوی که در ظهورات گذشته سابقه نداشته از تحزب انشعاب وانشقاق حفظ خواهد نمود."
(قرن بدیع صفحه 662)
همچنین:
" بدون اين مؤسّسه وحدت امر اللّه در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طيّ دهور احاطه دارد بالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّهء منتخبين ضروری است سلب شود. (دوربهائی صفحه 79)
احبای عزیز تا فرصتی باقی است به مطالعه الواح ونصوص از منابع اصلی بپردازید تا به حقایق آگاه گردید. نصرت
برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید ازاین آدرس استفاده فرمائید.
************
COVENANT (Meaning of Baha'i)
"As regards the meaning of the Baha'i Covenant: The Guardian considers the existence of two forms of Covenant both of which are explicitly mentioned in the literature of the Cause. First is the Covenant that every Prophet makes with humanity or, more definitely, with His people that they will accept and follow the coming Manifestation who will be the reappearance of His reality. The second form of Covenant is such as the one Baha'u'llah made with His people that they should accept the Master. This is merely to establish and strengthen the succession of the series of Lights that appear after every Manifestation. Under the same category falls the Covenant the Master made with the Baha'is that they should accept His administration after Him."
(Shoghi Effendi, Directives from the Guardian, p. 15)
