(ترجمه از نوشته مورخ نهم می 2008 ایادی امرالله جفری گلدبرگ)
برای قبول ادعاهای رهبران تشکیلات بدون ولایت امر شخص میباید تصورات غلط زیر را باور کند ، اینکه چگونه عده زیادی از بهائیان کورکورانه وبدون کوچکترین انتقادی از این مفاهیم وتصورات غلط ، رهبری آنها را پذیرا شده اند مرا بحیرت وا میدارد.
1 – شوقی افندی قادر نبود که جا نشین خود را به دلیل زیر تعین نماید (هرکدام را که مایلید انتخاب نمائید):
الف - اغصان وجود نداشتند.
ب – اولادی نداشت.
پ – شخص مومنی از خانواده حضرت بهاءالله وجود نداشت.
ت – نه نفر ایادی منتخب جانشین منصوب را تائید نکردند.
[جواب صحیح اینست که هیچکدام از جوابهای بالا درست نیست ، ایادی موظفند که کسی را که ولی امرالله تعین نماید بپذیرند]
2 – ایادی اختیار این را داشتند که امور را پس از صعود شوقی افندی قبضه واداره امر را بدست گیرند (زیرا آنها سرخدمه بودند وچون از شوقی افندی وصیتنامه ای یافت نشد آنها میتوانستند جایگزین او شوند.)
[جواب صحیح آنکه ایادی فاقد هرگونه اختیارات وصلاحیت اداری بودند.]
3 – ایادی ادارای ختیار دعوت برای انتخاب یک بیت عدل بی سر (بدون ولی امرالله) بودند با این فرضیه که آنها با شرایطی مواجه بودند که در نصوص راه حلی برایش وجود نداشت و آنها به یک بیت العدل نیاز داشتند که به آنها بگوید چه بکنند.
[جواب صحیح اینست که در آن زمان شوقی افندی شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) را تشکیل داده بود اگر راهنمائی لازم بود چرا با آن شورا مشورت نکردند؟]
4 – بیت العدل بدون سر اختیار تبین وتفسیر نصوص و الواح را دارد مانند:
الف – راهی برای انتصاب دومین ولی امرالله وجود نداشت که جانشین شوقی افندی شود.
ب – راهی برای انتصاب ایادی امرالله وجود ندارد.
پ – بیت العدل میتواند در غیاب ولی امرالله ایادی را سرپرستی نماید.
ت – بیت العدل میتواند در غیاب ولی امرالله حقوق الله دریافت کند (جالب انکه راهی برای این کار ابداع کردند)
ث – در باره عدم قطع سلسله اولیاء امرالله تضمینی در آثار و الواح وجود ندارد. (متناقض و مخالف با بیانیه صریح شوقی افندی)
ج – بیت العدل میتواند مشاورین قاره ای را جایگزین ایادی امرالله نماید. (چنین چیزی در الواح و نصوص وجود ندارد)
[جواب صحیح حتی یک بیت عدل واقعی تحت هیچ شرایطی توانائی و اختیار تبین و تفسیر را ندارد واین از اختیارات خاصه ولی امرالله حی وزنده است.]
5 – بیت العدل بی سر میتواند بدون ولی امرالله بنحو صحیح فعالیت نماید.
[در حالیکه شوقی افندی مشخص مینماید که چنین چیزی امکان ندارد.]
6 – بیت العدل بی سر نیازی به ولی امرالله برای " هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّهء منتخبين ضروری است" ندارد.
[در حالیکه بیت عدل حقیقی طبق الواح مبارک وصایا و کتاب دور بهائی شوقی افندی نیاز دارد]
7 – بیت العدل بی سر میتواند بدون وجود ولی امرالله مصون از خطا باشد.
[در صورتیکه حضرت عبدالبهاء در توصیف بیت العدل مشخص میفرمایند که باید ولی امرالله "رئیس مقدس" آن باشد.]
8 – نقض عهد ومیثاق به معنی مخالفت با بیت العدل بی سر است.
[در صورتیکه بر طبق الواح مبارک وصایا بمعنی مخالفت با مرکز میثاق و سپس اولیاء امرالله است و این موضوع بوسیله بیت العدی بدلی تحریف گشته.
9 – بیت عدل بی سر حق اخراج اعضای خود را دارد.
[این در تناقض با الواح مبارک وصایا است که صراحتأ مشخص مینماید که از اختیارات ووظایف اختصاصی ولی امرالله است.]
آنها ادعا مینمایند که آنچه بهائیان حقیقی میگویند عجیب است ، در حالیکه ما میگوئیم باید تعالیم ودستورات دیانت بهائی را آنچنانکه تا قبل از سال 1951 وجود داشت باید قبول نمود و به همان نحو نیز اکنون ادامه یابد و اینکه هیچیک از آنها نسخ نشده است ، و اینکه که اگر کسی 9 مورد بالا را باور کند عجیب است.
