کسانی که کتاب مستطاب اقدس چاپ بیت العدل بدلی را مطالعه نموده باشند مسلمأ متوجه گشته اند که قسمتی مشتمل بر 136 صفحه (از 103 تا 240 ) تحت عنوان " یادداشتها و توضیحات " از طرف منتشر کنندگان به آن اضافه شده است که حاوی تفاسیر وتعبیرات غلط و غیر مجاز آن موسسه بدلی و کاذب میباشد در حالیکه حضرت بهاءالله در همان کتاب مقدس اخطارفرموده اند:
" ان الذي ياول ما نزل من سما الوحي و يخرجه عن الظاهر انه ممن حرف كلمة الله العليا و كان من الاخسرين في كتاب مبين "
ترجمه : اگر كسي آياتي را كه از اسمان وحي نازل شده تاويل كند و آن آيات را از معني ظاهر آنها خارج سازد ، از جمله کسانی است كه كلام الهي را تحريف كرده و دركتاب مبين در زمره زیانکاران محسوب خواهد شد .
ضمنأ بر کسی پوشیده نیست که تبین و تفسیر آیات و الواح فقط در صلاحیت انحصاری ولی امرالله است و حتی یک بیت عدل واقعی صلاحیت آنرا ندارد چه رسد به یک موسسه بدلی و کاذب که جز نام با بیت عدل حقیقی مذکور در الواح وصایا شباهتی ندارد.
در صفحه 152 یادداشتها و توضیحات نوشته شده است :
"اغصان (جمع غصن) به معني شاخه ها است . جمال اقدس ابهي سلاله ذكور خود را به اين كلمه ملقب فرمودند ."
در اینکه کلمه عربی اغصان جمع کلمه غصن به معنی شاخه است تردیدی نیست و همه میتوانند با مراجعه به فرهنگ لغات آنرا بیابند اما در مورد عبارت دوم میدانیم که حضرت بهاء الله هر یک از پسران خود را به القابی متشکل از یک صفت عالی یا تفضیلی و کلمه غصن ملقب فرمودند مانند غصن الاعظم ، غصن اکبر ، غصن اطهر و غصن انور، اما در آثار حضرت بهاءالله اثری مبنی بر اینکه حضرت بهاءالله نوه ها یا نبیره های ذکور خود را به القابی مشابه (غصن...) ملقب فرموده باشند یا آنکه فرموده باشند که هر یک ازسلاله ذکور ایشان غصن نامیده بشوند (چیزی شبیه سید در تشیع) مشاهده نمیشود وایشان هرگز چنین حقی برای فرزندان ذکور پسران خود (نوه ها) قائل نگشتند که آنها نیز در القاب پدران خود سهیم بوده یا آنکه این القاب را به ارث برند وبسهم خود آنرا به فرزندان ذکور خود منتقل نمایند.
علاوه بر اینکه درآثار حضرت بهاءالله هیچ مطلبی وجود ندارد که صحت این گفته را تائید نماید که:
"جمال اقدس ابهي سلاله ذكورخود را به اين كلمه ملقب فرمودند."
کتاب عهد (وصیتنامه آنحضرت) خلاف آن را بیان واثبات مینماید ، در کتاب عهد که بفرموده حضرت عبدالبهاء:
" کتاب عهدومیثاق که بنیان حصین ومتین وسفینه نجات این کور عظیم است واز خصائص این ظهور اعظم چون علم بر اعلام مشتهر و این کافی وافی" (مکاتیب حضرت عبدالبهاء جلد 8 صفحه 47 )
حضرت بهاءالله پسرانشان را بطور جمعی "اغصان" ذکر فرموده و از کلیه باز ماندگان اعم از بستگان یا وابستگان ، چه ذکورو چه اناث ممتاز و جداگانه از آنها یاد مینمایند :
“وصيّة اللّه آنکه بايد اغصان و افنان و منتسبين طرّاً بغصن اعظم ناظر باشند"
"محبّت اغصان بر کلّ لازم ولکن ما قدّر اللّه لهم حقّاً فی اموال النّاس يا اغصانی و افنانی و ذوی قرابتی نوصيکم بتقوی اللّه و بمعروف بما ينبغی و بما ترتفع به مقاماتکم"
احترام و ملاحظه اغصان بر کلّ لازم لاعزاز امر و ارتفاع کلمه و اين حکم از قبل و بعد در کتب الهی مذکور و مسطور طوبی لمن فاز بما اُمر به من لدن آمر قديم و همچنين احترام حرم و آل اللّه و افنان و منتسبين نوصيکم بخدمة الامم واصلاح العالم"
شوقی افندی اولین ولی امرالله صریحأ درکتاب God Passes By p.239 مشخص فرمودند که اغصان مذکور در کتاب عهد به معنی پسران حضرت بهاءالله میباشد.
حضرت بهاءالله مومنین ومحبین را اغصان واوراق شجره مبارکه اعلام فرموده اند :
"چون مومنین ومحبین بمنزله اغصان واوراق این شجره مبارکه هستند لهذا هرچه بر اصل شجره وارد گردد البته بر فرع واغصان واوراق وارد آید اینست که در جمیع اعصار ا ینگونه صدمات وبلایا از برای عاشقان جمال ذوالجلال بوده وخواهد بود"
(مجموعه الواح مبارکه چاپ مصر ص 343 - مائده آسمانی ج4 ص42 )
همچنین میفرمایند:
"آنچه از اسامی در کتاب الهی از ذکرطوبی وسدره منتهی وشجره قصوی وورقه وثمره وامثال آن مشاهده مینمائی موهوم مدان مقصود از جمیع این اسامی عندالله مومن بالله بوده وخواهد بود ومومن تادرظل سدره الهیه ساکن از صدره طوبی وعلیین عندالله محسوب وبعد از اعراض از سدره نار سجین مذکور و در حین ایمان افنان واغصان واوراق واثمار او جمیع از ا ثبات مشهود وبعد از اعراض جمیع از نفی محسوب میشود" (مائده آسمانی ج7 ص 21)
