تبليغاتX
بهائيان حقیقی (ارتدكس) ايران - سئوالهائی که بی پاسخ مانده اند!
بهائیان حقیقی پیرو حقیقت دیانت بهائی ومسیر اصلی آن که در الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبها ترسیم گشته

شوقی افندی اولین ولی عزیز امرالله در توقیع مورخ 27 فوریه 1929 خود میفرمایند:

" در بدايت امر بايد توجّه باساس و مبادی و اصولی نمود که همه در الواح وصايای حضرت عبدالبهاء مندرج و مندمج است . زيرا الواح وصايا توأم با کتاب اقدس بمنزلهء گنجينهء گرانبهائی است که عناصر بی‌نظير مدنيّت الهيّه را که تأسيسش مقصد اصلی ديانت بهائی است در بر دارد . مطالعه دقيق اين دو سند مقدّس نشان می دهد که هر دو با يکديگر ارتباطی نزديک دارند و هر دو مقصدشان يکی است و دارای روش واحدی هستند. در نظر هر محقّق منصفی مندرجات آن دو کتاب مقدّس نه‌ تنها با يکديگر تضادّ و ناسازگاری ندارند بلکه بر عکس مکمّل و مؤيّد يکديگرند و دو جزء لايتجزّی از يک واحد بشمار می روند و مقايسهء محتوياتشان با محتويات سايرآثار مقدّسهء بهائی معلوم می دارد که همه از يک منبع سرچشمه گرفته‌اند و از لحاظ معانی و بيان و روح کلام تفاوتی با ساير آثار حضرت بهاءاللّه و حضرت عبدالبهاء ندارند . هر کس کتاب اقدس را بدقّت تلاوت نمايد بآسانی ملاحظه می کند که بعضی از مؤسّساتی که حضرت عبدالبهاء در الواح وصايايش معيّن فرموده در نفس کتاب مستطاب اقدس نيز مذکور گرديده است و آنچه را هم که حضرت بهاءاللّه در کتاب احکامش ذکر نفرموده و عمداً فواصلی را در بيان نظم کلّی دور بهائی مرعی داشته ، مندرجات الواح وصايای حضرت عبدالبهاء آن فواصل را بيکديگر متّصل ساخته است . بنابر اين اگر کسی اين دو کتاب مقدّس را از همديگر تفکيک نمايد و يا العياذ باللّه حتّی باشاره چنين تلقين کند که بيانات حضرت عبدالبهاء در الواح وصايا کاملاً با تعاليم حضرت بهاءاللّه موافق نيست گناهی نابخشودنی مرتکب شده و منکر وفا و امانتی گشته است که در سراسر حيات مولای بی همتايمان حضرت عبدالبهاء مجسّم و مسلّم بوده است."                   (نظم جهانی بهائی صفحه 9 )

 آیا همه آنهائی که خود را بهائی مینامند حقیقتأ وعملأ قبول دارند که الواح مبارک وصایای حضرت عبد البهاء مکمل وجزءلایتجزای کتاب مسطتاب اقدس است و نتیجتأ تا پایان دوران دیانت بهائی به قوت واعتبار خود باقی خواهد ماند واطاعت واجرای مفاد آن لازم است ؟

 آیا گردانندگان بیت العدل بدلی به تفسیروتعبیرغیر مجازوگاه تحریف آیات والواح نمی پردازند واکثریت نیز از آنان پیروی نمیکنند حال آ نکه فقط مبین آیات الله صلاحیت واجازه واختیار تفسیر و تبین آیات الله را دارد؟

 آیا آن گروه عملآ با اظهارات ونوشته های خود آن سند الهی را منسوخ نمی دانند ودر حالی که دم از اطاعت میزنند عملأ قسمت عمده آن را غیر قابل اجرا اعلام نمیکنند ؟

 آیا آنها عملأ ارکان وموسسات الهی که در الواح مبارک وصایا تعین شده است حذف شده تلقی نکرده وبجای آنها تشکیلات وموسسات ساخته خود را جایگزین ننموده اند واکثریت نیز کور کورانه از آنها تقلید نمی کنند؟

 آیا آنها وظیفه ای حتمی ولازم الاجرای تعین شده برای ولی امرالله در الواح وصایای حضرت عبد البهاء که در حقیقت متضمن اراده جمال مبارک نیز میباشد (میفرمایند "باید" لذا حتمی است) غیر قابل اجرا اعلام نکرده اند و به این ترتیب عملأ فهم وصلاحیت خود را از حضرت عبدالبهاء وولات امر بالا تر ندانسته اند؟ واکثریت نیز عملأ آنها را تائید نکردند؟

"ای احبای الهی باید ولی امرالله درزمان حیات خویش من هو بعده را تعین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد و شخص معین باید مظهرتقدیس وتنزیه وتقوای الهی وعلم وفضل وکمال باشد لهذا اگر ولد بکر ولی امرالله مظهر الولد سر ابیه نباشد یعنی از عنصر روحانی او نه وشرف اعراق باحسن اخلاق مجتمع نیست باید غصن دیگر را ا نتخاب نماید"

 آیا آنها با تفسیر وتعبیرغلط خود از کلمه "غصن دیگر" دستان خدا را بسته نپنداشته اند ؟

"وقالت الیهود یدالله مغلولة غلت ایدیهم و لعنوا بماقالوا بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشاء..."            (قرآن مجید سوره المائده)

 آیا آنها عملأ اولین ولی عزیز امرالله را به عدم انجام مهمترین وظیفه خود متهم نکردند؟

 آیا ایادی سابق بیت عدل جنینی را که اعضاء ورئیس آن بوسیله شوقی افندی ولی عزیز امرالله منصوب گشته بود ومقرر داشته بود که آن شورای بین المللی در طی نقشه ده ساله (جهاد کبیر روحانی) ابتدا به محکمه رسمی بهائی تبدیل شود واین مرحله را طی توقیعات متعددی شرط اساسی ولازم برای تکامل نهائی آن به بیت عدل اعلام فرموده بودند منحل نکردند وبه جای آن یک شورای نامشروع ایجاد ننمودند در حالیکه اکثریت خاموش ماندند؟

 آیا آنها وحدت امرالله را بخطر نیانداختند ؟

"... بدون این موسسه وحدت امرالله در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد"

 آیا آنها نه تنها خود بلکه اکثریت را از مبین آیات الله ومرکز امر دور نموده ومحروم نساختند؟

 ایکاش احبای عزیز تا فرصت از دست نرفته است بجبران مافات پرداخته وبجای بهائی اسمی بودن همه بهائی حقیقی شوند تا دیگر ذکر کلمه حقیقی برای تمیز بهائیان حقیقی لازم نباشد.

بهائی شدن چه آسان بهائی حقیقی بودن چه مشکل.

 "انا قد جعلنا میقاتا لكم فاذا تمت الميقات و ما اقبلتم الي الله لياخذكم عن کل الجهات ویرسل علیکم نفحات العذاب عن کل الاشطار وکان عذاب ربک لشدید..."                                            (منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله صفحه 139)

ترجمه: برای شما میقاتی مقررداشتیم که چون مهلت بسررسد و به خدا روی نیاورده باشید خداوند از همه طرف شما را مواخذه نماید وتندباد عذاب از هرسوی بر شما بفرستد چه عذاب خداوند بسیار شدید است. 

 

نوشته شده توسط ع. شهره در ساعت 12:22 | لینک  |