ردیه نویس به تکرار تفسیر و تاویل و تحریف قسمتی از کتاب اقدس (بند42) توسط بیت العدل بدلی و کاذب پرداخته و آنرا دلیل بر انقطاع سلسله ولایت امرالله دانسته است درصورتیکه حضرت بهاءالله در کتاب مستطاب اقدس میفرمایند:
" ان الذي ياول ما نزل من سما الوحي و يخرجه عن الظاهر انه ممن حرف كلمة الله العليا و كان من الاخسرين في كتاب مبين "
" ترجمه : اگر كسي آياتي را كه از اسمان وحي نازل شده تاويل كند و آن آيات را از معني ظاهر آنها خارج سازد ، از جمله کسانی است كه كلام الهي را تحريف كرده و دركتاب مبين در زمره زیانکاران محسوب خواهد شد ."
با استخراج و نقل قسمتی از نوشته ایادی امرالله نصرت الله بهره مند به بررسی تحریفات و تاویلات بیت العدل بدلی میپردازم.
آیه مبارک کتاب مستطاب اقدس که مورد تفسیر، تاویل وتحریف ایادی سابق وبیت عدل بدلی قرار گرفته است به این شرح است:
"قد رجعت الاوقاف المختصة للخيرات الي الله مظهر الايات ليس لاحد ان يتصرف فيها الا بعد اذن مطلع الوحي و من بعده يرجع الحكم الي اغصان و من بعدهم الي بيت العدل ان تحقق امره في البلاد ليصرفوها في البقاعالمرتفعة في هذا الامر و فيما امروا به من لدن مقتدر قدير * و الا ترجع الي اهل البها الذين لا يتكلمون الا بعد اذنه و لا يحكمون الا بما حكم الله في هذااللوح اولئك اوليا النصر بين السمواتو الارضين * ليصرفوها فيما حدد في الكتاب من لدن عزيز كريم"
باید به این اصل مهم توجه داشت که فقط مبین آیات الله (حضرت عبدالبهاء و پس از ایشان اولیاء امرالله) اختیار و اجازه تفسیر و تبین نصوص مبارکه را دارند حتی یک بیت العدل حقیقی حق تبین یا تفسیر ندارد چه رسد به یک موسسه ای که جز نام با بیت عدل حقیقی وجه تشابهی ندارد
تاویلات و تحریفاتی که بیت العدل بدلی انجام داده است به این قرار است :
در بیان مبارک ذکری از ولی امرالله نشده است اما بیت العدل بدلی بغلط و بطور غیر مجازکلمه "اغصان" را "ولی امرالله" تاویل نموده است مر حوم اشراق خاوری در تقریرات خود بیان نموده است که: ""يرجع الحکم الی الاغصان "، برمی گردد حکم اين اوقاف، يعنی زمام اين امور، بدست اغصان سپرده می شود. مقصود از اغصان در اينجا حضرت غصن اعظم، عبدالبهاء مبيّن آيات الهی هستند که بعد از جمال مبارک زمامدار امور بودند." (تقریرات صفحه 115) واین کاملأ درست است چه حضرت بهاءالله مقرر فرمودند که همه " طرّاً بغصن اعظم ناظر باشند" و زمام همه امور را به دست با کفایت حضرت عبدالبهاء سپردند.
بیان مبارک " بيت العدل ان تحقق امره فی البلاد" دلالت بر بیت العدل محلی دارد "فی البلاد" یعنی در شهرها و تاویل بیت العدل بدلی دائر بر اینکه منظور بیت العدل جهانی است غلط و تحریف آیات الله محسوب میگردد. بر فرض محال اگر منظور مبارک بیت العدل جهانی باشد فقط ولی امرالله میتواند آنرا بیان نماید.
اوقاف مختصه به امور خیریه از واردات بیوت عدل است و حضرت غصن اعظم تکلیف آنرا در زمان حیات خودشان معین فرموده اند.
"حضرت عبدالبهاء درلوحی صريح می فرمايند، که مقصود از اين " اهل بهاء " محافل روحانيّه هستند که در بلاد، قبل از تشکيل بيت العدل اعظم زمامدار امور روحانی جامعه بهائی هستند. اين " اهل البهاء "، يعنی اعضای محافل روحانی، کسانی هستند که " لايتکلّمون الّا بعد اذنه "، در نهايت خلوص و بندگی جز مطابق اوامر الهی به چيز ديگری تکلّم نمی کنند. " ولا يحکمون الّا بما حکم اللّه "، حکمی نمی کنند مگر مطابق آنچه خداوند حکم کرده است، " فی هذا اللّوح "، در اين کتاب اقدس." (تقریرات صفحه 116)
حضرت عبدالبهاء در لوحی بافتخار مرحوم گوهرتاج رفسنجانی میفرمایند: "اوقاف مختصه بخیرات قبل از تشکیل بیت العدل بمحفل روحانی که منزه و مقدس از شائبه نفسانی است راجع و الا فلا" (گنجینه حدود و احکام صفحه 222)
باید توجه داشت که حضرت عبدالبهاء و شوقی افندی اولین ولی امر بهائی محافل را جنین بیوت عدل بیان فرموده اند
" محافل روحاني محلي و ملي كه حتي قبل از صعود حضرت عبدالبها در مرحله جنيني خودبه ايفاي وظيفه مشغول بودند ، در اختياراتي كه شارع ائين ما و مركز ميثاق درالواح خود به اين محافل عنايت فرمودهاند ، در اساس صندوق خيريه محلي كه اداره ان بر طبق دستورات مخصوص حضرت عبدالبها خطاب به پارهاي از محافل روحاني درايران بوده است" (دور بهائی صفحه 77)
"اين محافل روحانيه كه در مستقبل ايام بنام اصلي و دائمي خويش يعني "بيوت عدل" كه از طرف شارع اين امر اعظم تعيين گرديده ..." (کتاب قرن بدیع صفحه670)
شوقی افندی اولین ولی امربهائی از آغاز دوران ولایت خود محافل ملی و محلی را به تاسیس و اداره صندوق ها و موسسات خیریه و اوقاف ملی و محلی تشویق فرمودند حتی به محافل ملی دستور فرمودند که به تاسیس شعبه ای از آن محافل در اسرائیل اقدام نمایند تا قسمتهائی از املاک و موقوفات بین المللی امر بنام آن محافل به ثبت برسد
"بايد در هر نقطهاي از نقاط امريه كه محفلي روحاني تاسيس گشته فورا بعد از وصول اين نامه صندوق خيريهاي تشكيل گردد و در تحت اداره مطلقه محفل روحاني باشد و جز باطلاع و صوابديداعضاي محفل فلسي از ان صرف نگردد و انچه را اعضاي محفل در ترويج امر تبليغ و تاسيس مدارس و اعانه محتاجين وطبع و انتشاركتب والواح و مخابره و مراسله با اطراف صلاح دانند از ان مبلغ برداشته صرف نمايند."
(توقيعات مباركه ١٩٢٢-١٩٢٦: صفحه۱۳۰)
"چهل محفل از محافل محليه روحانيه در قاره امريكا بر حسب قوانين جاريه متبوعه در اين ممالك مختلفه رسما تسجيل گشت و صفت شرعي يافت و درنظر اولياي امور از دوائر مشروعه معتبره محسوب گرديد طولي نكشيد كه اوقاف بهائي در نهايت متانت تاسيس گشت و اماكن متبركه و اراضي وسيعه و معابد و حظائر مختلفه بنام اين محافل معتبره مركزي و محلي در دوائر ثبت اسناد در اين ممالك مختلفه رسما انتقال يافت"
(توقيعات مباركه - خطاب به احبا شرق: صفحه ۲۲۲ )
"املاک و موقوفات کثيرهء ديگری نيز که از آغاز طلوع نظم اداری امر حضرت بهاءالله مترادفاً و متتابعاً در ساير ممالک واقاليم عالم مانند...بنام محافل ملّی اقاليم مربوطه تسجيل و قسمتی بنحو امانت نزد وجوه احبّا نگاهداشته شده و كلّ در سنين اخيره بتوسعهء موقوفات ملّيّه و تشييد ارکان جوامع امريّه کمک شايان نموده است. در رتبهء ثانی اوقاف محلّی است که مکمّل اوقاف ملّيّه محسوب و آن نيز حائز اهمّيّت فراوان ميباشد و در نتيجهء تسجيل محافل روحانيّهء محلّيّه بصورت شرعی و قانونی تأسيس و در ممالک مختلفهء شرق و غرب باحسن وجه محفوظ شده است." (کتاب قرن بدیع صفحه 683)
"و نيز بايد در جهت تاسيس صندوقهاي خيريه محلي اقداماتي ولو مختصر صورت گيرد و اين صندوقها با تبرعات ياران تقويت شده به كمكهاي مالي جامعه امريكاي شمالي ، كه ام روحاني اين جوامع است ، ضميمه شود و از اين صندوق مصارف محافظت حظائر قدس محلي و تاسيس تدريجي اوقاف بهائي نظير قطعه زمين اهدائي در شيلي جهت مشرق الاذكار و همچنين انعقاد كنفرانسها و مدارس تابستانه و دفاتر تبليغاتي و اداره و توسعه فعاليت هاي جوانان تامين گردد ." (حصن حصين شريعت الله: صفحه ۱۹ )
"عنقريب قسمتي از اراضي كه در قرب مقام اعلي واقع بنام شعبه اين محفل كه ركني از اركان ديوان عدل الهي محسوب انتقال خواهديافت و بمرور ايام شعبههاي سائر محافل روحاني مركزي در شرق و غرب و جنوب و شمال در ارض اقدس كه قلب عالم و قبله امم است تاسيس خواهد شد "
(توقيعات مباركه - خطاب به احبا شرق: صفحه ۵۵۸ )
"بتشکیل اولین محفل ملی روحانی و بیت العدل خصوصی در آن سامان و کسب اعتبار نامه رسمي و تاسيس شعبهاي از ان محفل روحاني نوراني در ارض اقدس مويدو مفتخر گردند تا انچه را وقف مقام اعلي نمودهاند و قباله ان چندي قبل بطهران ارسال گشته باسم هيئت امناي محفل ملي روحاني بهائيان ايران ثبت و منتقل گردد. "
(توقيعات مباركه (١٩٢٧-١٩٣٩): صفحه ۲۳۵ )
"شعبه دو محفل مركزي بهائيان امريك و هندوستان برحسب قوانين حكومت فلسطين تاسيس شد و قسمتي از اين اراضي جديد الابتياع پس ازاجرا و اتمام سي معامله قانونيه در اداره ثبت اسناد رغما لانف الناقض الاكبرو ابنه باسم شعبه محفل ملي بهائيان امريك انتقال يافت طولي نكشيد كه اين اراضي وسيعه بتمامها از رسوم دولتي معاف گشت و از اوقاف بينالمللي جامعه بهائي محسوب شد"
(توقيعات مباركه - خطاب به احبا شرق: صفحه ۲۲۳ )
با توجه به نصوص ذکر شده تحریفات و تعدی ایادی سابق و بیت العدل بدلی به حریم مبارک کتاب اقدس کاملأ آشکار است
