اولین ولی امرالله با اعلامیه نهم ژانویه 1951 خود تشکیل شورای بین المللی بهائی را به دنیای بهائی اعلام کرد و مشخص نمود که جنین بیت العدل اعظم است و درتلگرام مورخ دوم مارچ 1951 بهائیان دنیا را از انتصاب میسن ریمی به ریاست شورای بین المللی بهائی آگاه نمود.
ریاست بیت عدل اعظم یا بین المللی در حالت جنینی مقامی است که فقط ولی امر آینده میتواند تصدی نماید، بیت العدل بدلی وکاذب میکوشد که با القاء و تلقیح دروغها ومطالب نادرستی که منتشر میکند از اهمیت و مقام آن شورا و ریاست آن بکاهد و آن را کم اهمیت جلوه دهد. بهتر است برای دانستن مقام آن شورا اعلامیه مذکور و توقیعات شوقی افندی 1957-1951 را مطالعه نمائید .
رئیس و تمامی اعضای شورای بین المللی بهائی توسط ولی امر الله منصوب گشتند ، احدی اجازه ندارد که منصوب ولی امرالله را عزل نماید یا شورائی را که تشکیل داده است منحل سازد اما ایادی سابق که اطاعت از روحیه خانم را بر اطاعت از حضرت عبدالبهاء واولیاء امرالله ترجیح دادند آن شورا منحل نموده وبجای آن یک شورای ساخته و پرداخته خودشان را قرار دادند در صورتیکه درالواح وصایا یا الواح ونصوص دیگر چنین حقی به آنها داده نشده بود.
بر اساس الواح وصایا هریک از اولیاء امرالله موظفند که جانشین خود را در زمان حیات خویش تعین نمایند و این یک وظیفه حتمی و لازم الاجرا است زیرا میثاق حضرت بهاءالله است در هیچ جای الواح وصایا چنین چیزی پیش بینی یا حتی اشاره نشده که ولی امرالله بتواند جانشین برای خود انتخاب نکند میفرمایند " باید " تعین نماید ، هیچ جای تردیدی باقی نگذاشته اند بعلاوه فرموده اند:
" حصن متين امر اللّه باطاعت مَنْ هو وليّ امر اللّه محفوظ و مصون ماند"
باید ولی امرالله وجود داشته باشد تا از او اطاعت شود تا حصن متین امرالله محفوظ و مصون ماند.
این موضوعی است که شوقی افندی هم مورد تاکید قرار داده است :
" هر گاه ولايت امر از نظم بديع حضرت بهآءاللّه منتزع شود اساس اين نظم متزلزل و اِلی الأبد محروم از اصل توارثی ميگردد که به فرموده حضرت عبدالبهآء در جميع شرايع الهی نيز بر قرار بوده است"
(دور بهائی صفحه 79)
" بدون اين مؤسّسه وحدت امر اللّه در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طی دهور احاطه دارد بالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّهء منتخبين ضروری است سلب شود"
(دور بهائی صفحه 80)
ملاحظه میفرمائید که بدون ولی امرالله دیانت بهائی نمیتواند وجود داشته باشد آنچه را که در حال حاضر دیانت بهائی میپندارید (تحت تسلط بیت العدل بدلی) نسخه بدلی و تغیریافته آن دیانت است که روز به روز از دیانت اصلی وحقیقی بهائی بیشتر فاصله میگیرد.
نه بنده و نه شما و نه هیچ کس دیگری حق ندارد که بگوید شوقی افندی جانشین خود را چگونه باید تعین میکرد ایشان مصون از خطا بودند و جانشین خود را بنحوی تعین فرمودند که علیرقم عهد شکنی و اعمال خلاف روحیه خانم و ایادی سابق برای مومنین حقیقی شناختن جانشین میسر بود بعلاوه این امکان را نباید نادیده گرفت که هنگامی که در لندن تشریف داشتند و به بیماری مهلک آنفولانزای آسیائی مبتلا گشتند و طبق نوشته روحیه خانم پزشک معالج به ایشان اظهار داشت که از رادیو شنیده است که در طی هفته گذشته دویست نفر در اثر این بیماری فوت شده اند ایشان به احتمال خیلی زیاد آخرین پیام خود را به دنیای بهائی مرقوم داشته یا انکه آنرا به روحیه خانم دیکته فرموده و ضمن آن نحوه انتصاب جانشین خود میسن ریمی را با انتصاب به ریاست بیت عدل جنینی تشریح نموده بودند اما روحیه خانم به هر دلیلی که فقط خود او میدانست آن سند را معدوم نموده باشد.
اینکه وقایع بعد از صعود را امتحان الهی دانسته اید درست است اما باید توجه فرمائید که در یک امتحان ممتحن از شما انتظار دارد که مطالبی که به شما تدریس گشته بلد باشید لذا سئوالها در رابطه با مطالب تدریس شده بوسیله معلم است و جواب بی ربط سبب رد شدن در امتحان خواهد بود، دروسی که بشما آموخته شده به قرار زیر است:
" الواح وصايا توام با كتاب اقدس بمنزله گنجينه گرانبهائی است كه عناصر بینظير مدنيت الهيه را كه تاسيسش مقصد اصلی ديانت بهائی است در بر دارد" (نظم جهاني بهائي: صفحه ۹)
آنچه حضرت عبد البهاء در الواح مبارک وصایای خود مرقوم داشته اند حتمی الوقوع بوده وبه مرحله اجرا درخواهد آمد اولین ولی امرالله میفرمایند:
"وعود الهیه و بشارات سامیه که از قلم اعلی و کلک ملهم موید مرکز عهد ومیثاق نازل گشته بمدلول این آیه مبارکه حتمی الوقوع است. قوله الاحلی: " وآنچه از قلم جاری البته ظاهر شده وخواهد شد ولایبغی من حرف الا وقدیراه المنصفون مستویا علی عرش الظهور"... "
(توقیع 6 مارچ 1925 )
بر طبق اوامر مبارک اولیاء امرالله موظف ومکلفند که جا نشین خود را در زمان حیاتشان تعین نمایند و این نه تنها امری دلخواه نیست بلکه الزامی واجباری است.
"ای احبای الهی باید ولی امرالله درزمان حیات خویش من هو بعده راتعین نماید"
" حصن متين امر اللّه باطاعت مَنْ هو وليّ امر اللّه محفوظ و مصون ماند"
بر اساس الواح مبارک وصایا و بر اساس توقیعات و تبینات شوقی افندی اولین ولی امر بهائی تا پایان دوران دیانت بهائی که از هزار سال کمتر نخواهد بود ولایت امرالله تسلسل و ادامه خواهد داشت.
" و شخص معيّن بايد مظهر تقديس و تنزيه وتقوای الهی و علم و فضل و كمال باشد."
میسن ریمی بهترین شخصی بود که واجد شرایط تعین شده در الواح وصایا بود و برای همین از میان کلیه مومنین توسط شوقی افندی به ریاست شورای بین المللی بهائی منصوب گشت او همواره مورد توجه و عنایت خاص حصرت عبدابهاء وعلاقه واحترام شوقی افندی بود
اولین ولی امر بهائی در توقیع مورخ بیست وسوم نوامبر 1951 پیش بینی نمود که شورای بین المللی بهائی در حین نقشه دهساله 1957-1953 سرپرستی محافل ملی را بعهده خواهد گرفت.
اینکه نوشته اید "حضرت محمد جانشینی حضرت علی را مکتوب نفرمودند" چه جای تعجب است ؟
حضرت محمد چیزهای دیگر را نیز مرقوم نفرمودند آنچه به ایشان وحی میشد بیان میکردند و بعضی از اصحاب که سواد داشتند مینوشتند. در هر حال اینکه نوشته صریحی در مورد ولایت حضرت علی که بوسیله حضرت محمد نوشته شده باشد وجود ندارد حقیقت را تغییر نمی دهد وولایت امیرالمومنین را نفی نمیکند بگفته ایادی سابق علی اکبر فروتن بجز چهار یا پنج نفری که ولایت حضرت علی را پذیرفتند بقیه مسلمین مرتد شدند حال در این دیانت با وجود الواح وصایا و توقیعات شوقی افندی وبخصوص اعلامیه نهم ژانویه 1951 ایشان، گناه نقض عهد ایادی سابق بمراتب بیش از کسانی است که ولایت حضرت علی را نپذیرفتند.